روز مباهله گرامی باد

مباهله پيامبر با نصاراي نجران و نزول آیه تطهیر (9 ق)

 


مباهله پيامبر با نصاراي نجران و نزول آیه تطهیر (9 ق)

تاریخ وقوع: 24 ذی الحجه


این روز از یک سو روز مباهله اهل بیت علیهم السلام با نصارای نجران است و از سوی دیگر روز نزول آیه تطهیر در شأن اهل بیت علیهم السلام می باشد.

هنگامی که آیه تطهیر نازل شد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فراخواند و فرمود: «اللهم هولاء اهلی (اهل بیتی)» بارالها اینان اهل من هستند.

[ بحارالانوار ج35 ص 237؛مسند احمد ج1، ص185].

نامه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به نصارای نجران

در سال دهم هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نامه ای به نصارای نجران فرستادند به این مضمون که خداوند یکتا را عبادت کنند و مسلمان شوند یا به مسلمین جزیه بدهند و به مذهب خود باشند در غیر این صورت آماده جنگ گردند.

بنی نجران در کلیسای بزرگ خود به مشورت پرداختند عده ای مانند سید که از بزرگان قوم بود و عاقب که اسقف نجران بود مخالفت خود را با تسلیم در برابر خواسته پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم اعلام کردند. در مقابل عده ای مانند ابوحارثه اسقف اعظم نجران که 120 سال عمر داشت و در باطن مسلمان بود با امر رسول خدا موافق بودند.

بعد از دو روز مشورت قرار شد کتاب جامعه را که صفات پیامبر بعد از عییسی علیه السلام را ذکر کرده بود و صحیفه شیث را بخوانند.

در حضور جمع مسیحیان و فرستادگان پیامبر فصل های جامعه قرائت شد و با اذعان به آنچه در جامعه آمده بود تصمیم گرفتند 70 نفر از جمله سید و عاقب و ابوحارثه را برای تحقیق به مدینه بفرستند.

نجرانیان در مدینه

آنان به مدینه آمدند و خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شرفیاب شدند. هر چه آن حضرت دلیل و برهان اورد آنان قبول نکردند و امر به مباهله واگذار گردید.

جبرئیل نازل شد واین آیه را آورد: « فمن حاجک من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین» [آل عمران، 61]

«اگر کسی با تو مجادله کند بعد از علمی که نزد تو آمده بگو بیایید تا فرا خوانیم پسران خود و زن های خود و کسی که به منزله جان ماست. آنگاه نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهییم»

لذا قرار بر مباهله شد و سید و عاقب به محل اردوی خود در خارج مدینه رفتند آنان با یکدیگر مشورت کردند و بعضی از علمای آنها گفتند : اگر فردا محمد با اصحاب و جمعی کثیر برای مباهله حاضر شود این روش پادشاهان است و ترسی به خود راه ندهید ولی اگر خواص اهل بیت خود را آورد این کار انبیاء است.

مراسم مباهله

روز دیگر هنگام بالا آمدن آفتاب پیامبر دست علی بن ابی طالب را گرفت و از حجره بیرون آمد و امام حسن و امام حسین علیهم السلام را پیش رو روانه فرمود و صدیقه طاره فاطمه زهرا سلام الله علیها از پشت سر آمدند. تا بین دو درختی که قبلا تعیین شده بود رسیدند. قبلا به دستور حضرت زیر آن دو درخت را جارو زدند و به عنوان سایه بان عبای سیاهی بالای درخت قرار دادند. مسلمانان مدینه هم امدند. بنی نجران هم با فرزندان خود آمدند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم کسی را نزد سید و عاقب فرستاد که ما آماده ایم.

اسقف با همراهان آمد و گفت: با چه کسانی مباهله می کنید؟

پیامبر فرمود: «با بهترین اهل زمین و نیکوترین جهانیان نزد خداوند متعال زیرا که از طرف خداوند متعال امر شده ام که آنها را بیاورم.» و اشاره به آل عبا علیهم السلام فرمودند.

سید و عاقب و اسقف که چشمشان به پیامبر و اهل بیتش افتاد وحشت کردند به حدی که چهره شان زرد شد. ابوحارثه که میل به اسلام داشت فرصت را مغتنم شمرد پا پیش گذاشت و دست سید و عاقب را گرفته و پس کشید و انها را نصیحت کرد و از عواقب این مباهله مطلع ساخت و گفت:

صفات او و اهل بیت او را در کتاب ها خوانده اید. این محمد همان پیامبر است مگر نمی بینید ابرهای سیاه را و دگرگونی آفتاب را و شاخه های درختان را که خم شده و صدای مرغات و دود سیاه اطراف و آثار زلزله را که در کوه ها نمودار شده است.آن بزرگواران منتظرند که دست به دعا بردارند. به خدا قسم اگر سخنی گویند از ما نشانی نمی ماند. برویم و با او صلح کنیم.

پرهیز نجرانیان از مباهله

بنی نجران ابوحارث را فرستادند و او مسلمان شد و عرض کرد: مردم نجران پشیمان شده اند. حضرت فرمود: اسلام بیاورید. گفت: قبول نمی کنند. فرمود: آماده جنگ باشند. گفت: قدرت این کار را ندارند ولی حاضرند جزیه را قبول کنند.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: شرایط ذمه و مقدار آن را به آنها بگویید.

بعد از معین نمودن جزیه و شرایط آن، امیرالمومنین علیه السلام آنها را نزد پیامبر آوردندو پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: اگر با من و این جماعت اهل بیت من مباهله می نمودید به صورت میمون و خوک می شدید و این وادی بر شما ۀتش می شد و یک سال نمی گذشت که تمام نصاری نابود می شدند.

منبع: تقویم شیعه، ص391